به گزارش روابط عمومی نهضت اجتماعی جوانان، حجتالاسلام یحیایی در ابتدای سخنان خود با استناد به کلام امیرالمؤمنین (ع) در وصف مومنان مخلص و گمنام گفت: «مَعْرُوفُونَ فِي السَّمَاءِ وَمَجْهُولُونَ فِي الْأَرْضِ؛ کسانی هستند که روی زمین کسی آنها را نمیشناسد اما در آسمانها به خوبی شناختهشده هستند»
قرآن؛ کتاب برنامهریزی اجتماعی و اقتصادی، نه فقط تبرک
ایشان با طرح یک پرسش اساسی درباره نحوه مواجهه جامعه با کلام وحی اظهار داشت: «آیا ما قرآن را میخوانیم که فقط از شفاعت، شفا و برکت معنوی آن بهرهمند شویم و آن را بالای سر بگذاریم تا بلاها دور شود؟ حتماً این اثرات وجود دارد، اما سوال اینجاست: آیا قرآنی که به شفابخشی آن ایمان داریم، برای مسائل اجتماعی، اقتصادی و امنیتی ما برنامه، طرح و پاسخی ندارد؟ قطعاً دارد.»
وی افزود: «اساساً قرآن برای فقط خواندن و تبرک جستن نیست، برای عمل کردن است. آیات عملی فراوانی در قرآن وجود دارد که به انسان فرمان حرکت و اقدام میدهد. قرآن دست ما را میگیرد و دقیقاً روی مسئله مینشاند و سناریوی مشخصی پیش روی ما میگذارد که اگر این عمل با این کیفیت انجام شود، نتیجهاش مثبت خواهد بود و اگر رها شود، پیامدهای منفی آن گریبانگیر جامعه میشود.»
از شکر زبانی تا شکر عملی؛ ایده صندوق مواسات تصادفات مسیر
یحیایی با نقد نگاههای سطحی به مفاهیم دینی، به آیه شریفه «لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ» اشاره کرد و گفت: «شکرگزاری نباید به لسان خلاصه شود. باید پرسید مصداق عملی شکر در ۲۴ ساعت زندگی ما کجاست؟ برای مثال، هر روز صبح سوار ماشین میشویم تا به محل کار برسیم. در مسیر میبینیم فردی تصادف کرده و خودرویش آسیب دیده است. شکر اینکه ما تصادف نکردهایم چیست؟ اینکه فقط بگوییم “خدایا شکرت که من سالم هستم” و بگذریم؟ خیر، این وظیفه اجتماعی را تمام نمیکند.»
وی تصریح کرد: «یک مدل تمرین شکرگزاری عملی این است که با دوستان و همکاران خود شبکهای تشکیل دهیم، ماهانه مبلغی را در حد وسع کنار بگذاریم و عهد کنیم اگر تا پایان ماه خودمان تصادف نکردیم، این مبلغ جمعآوریشده را به عنوان قرضالحسنه به اولین هموطنی که در مسیر دچار سانحه و خسارت شده اعطا کنیم. این یعنی تبدیل شکر زبانی به اقدام اجرایی ملموس.»
حجتالاسلام یحیایی افزود: «خیلی از ما عادت داریم موقع خمیازه کشیدن یا رفع خستگی یک “یا الله” یا “خدایا شکرت” بگوییم؛ اینها لقلقه زبان است و اثر اقدام اجرایی ندارد. باید عملاً به قلب خود ثابت کنی که شاکر نعمتی. ائمه معصومین (ع) که دعایشان مستجاب بود، هیچگاه به شکر زبانی کفایت نمیکردند؛ چنانچه در روایت داریم امام صادق (ع) وقتی سائل پشت در آمد و چیزی در خانه نیافت، آنقدر بیتاب و مستأصل شد که مبادا آن شخص ناامید برود و کس دیگری حاجتش را روا کند. این یعنی بیتابی برای خدمت به خلق.»
تبیین آیه ۱۰۴ سوره آلعمران؛ خدا کار را سخت نکرده است
وی با ورود به متن آیه ۱۰۴ سوره آلعمران (وَلْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ…) خاطرنشان کرد: «خداوند در این آیه کلمه “خیرات” (به صیغه جمع) را به کار نبرده، بلکه فرموده است “إلَی الخَیر”؛ یعنی جامعه را به یک کار خیر دعوت کنید. خدا کار را پیچیده و سخت نکرده است؛ به اندازه توان، یک کار خیر انجام بده اما حتماً مرد عمل باش. امروز حضور در تجمعات و چرخاندن پرچم خوب است، اما مصداق عملی و تداومِ دعوت به خیر بعد از آن چیست؟»
در جامعه اسلامی کلمه «به من چه» جایگاهی ندارد
ایشان با تحلیل روانشناختی و جامعهشناختی آیه، به تبیین مفهوم “امت متحد” پرداخت و گفت: «امت متفرق، بیارتباط و بینسبت به یکدیگر، هیچگاه به جامعه متمدن اسلامی و قلههای عالم دست پیدا نمیکند. شرط تحقق چشماندازهای بزرگ تمدن نوین اسلامی، اتحاد است؛ اتحادی که از همان صندوق کوچک شکرگزاری صبحگاهی شروع میشود تا تجمعات کلان خیابانی.»
وی با تأکید بر اینکه اعمال انسانها دایره پیرامونی جامعه را تحت تأثیر قرار میدهد، افزود: «وقتی در روایات آمده اگر کسی سیر بخوابد و از همسایه گرسنه خود بیخبر باشد اسلام واقعی به او وارد نشده، به این معناست که بیتفاوتی، ایجاد تفرقه در بین جامعه اسلامی میکند. در جامعه اسلامی کلمه “به من چه” هیچ جایگاهی ندارد. مسلمان نمیتواند بگوید فلان کس جهیزیه ندارد، فلان کس خودکشی کرد، فلان کس معتاد شد یا کشاورزیاش از بین رفت به من چه! جامعه اسلامی تماشاچی و آدم منفعل نمیخواهد؛ بلکه نیازمند عوامل اصلاحکننده است.»
اصل ولایت متقابل همگانی در جامعه
حجتالاسلام یحیایی در پاسخ به سوال مجری درباره اختصاصی یا عمومی بودن این وظیفه تبیین کرد: «طبق آیه “بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ”، ولایت در جامعه اسلامی یکطرفه یا صرفاً حاکمیتی نیست، بلکه همه بر هم ولایت دارند؛ کاسب، پزشک، معلم، شاعر، و پدر و مادر همگی در جایگاه خود ولیِّ امت هستند و مسئولیت تربیتی و خدمتی دارند. این مسئولیت و ولایت قابل واگذاری به غیر یا حاکمیت نیست. هر فردی به اندازه سهم خود (حتی یک دختربچه که پیشنهاد لقمه گرفتن برای تجمع را میدهد یا پدری که پرچم به دست فرزندش میدهد) در حال اعمال ولایت و دعوت به خیر است.»
لزوم پای کار آمدن مردم در کنار نهادهای حاکمیتی
وی در پایان با ذکر یک مثال واقعگرایانه گفت: «برای نمونه در یک شهر ۱۰۰ هزار نفری، حداقل ۲۰۰۰ نفر معلول جسمی و ذهنی وجود دارند که نیازمند خدمات کاردرمانی، مشاوره و اشتغال هستند. کل تشکیلات اداره بهزیستی در آن شهر نهایتاً ۵۰ نفر کارمند دارد؛ آیا این ۵۰ نفر میتوانند به آن ۲۰۰۰ نفر خدمات کامل بدهند؟ قطعاً خیر. پس آن ۹۸ هزار نفر دیگر چه کارهاند؟ تماشاچی؟»
وی تاکید کرد: «اینجاست که تشکیل “امت” معنا میشود. عدهای از مردم باید برخیزند، نیازها و راههای خدمت را شناسایی کنند و جامعه را به این خیر دعوت نمایند تا گرهها باز شود. ما در این حوزهها، مفصلاً محتواها و مدلهای اجرایی و عملیاتی تولید کردهایم که در سایتها موجود است و هر مسلمانی میتواند جایگاه خدمتی خود را در امت اسلامی پیدا کند.»